داستان نوین آموزش از کجا شروع شد؟

همه چیز از یک روز گرم تابستانی در سال ۹۶ شروع شد. دو واحد کارآموزی مانده بود تا درسم در مقطع کارشناسی رشته‌ی حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند به اتمام برسد. برای کارآموزی در سازمان آب و فاضلاب جنوب غرب استان تهران پذیرفته شده بودم و با امید اینکه می توانم تمام درس‌های تئوری ای که در دانشگاه خوانده بودم را در این ۸ هفته کارآموزی به صورت عملی هم یاد بگیرم و بعد از فارغ التحصیلی، در رشته‌ی خودم یعنی حسابداری مشغول به کار شوم.

 

اما فراموش کرده بودم که اینجا از این خبرا نیست …

 

من با فکر و خیال اینکه می‌خواهم در بخش حسابداری مشغول به کار شوم وارد سازمان آب و فاضلاب شدم. نکته جالب اینجا بود که من در دوران هنرستان هم برای کارآموزی به همین سازمان آمده بودم و حالا بعد از ۱۰ – ۱۲ سال دوباره باید همین جا برای کارآموزی می آمدم.

از همان ابتدای ورودم متوجه شدم که اینجا از این خبرا نیست و به جای اینکه به بخش حسابداری منتقل شوم، به بخش بایگانی تبعید شدم. آخر من حسابدار را چه به بایگانی؟ اما مسئول کارآموزی گوشش به این حرفا بدهکار نبود و وعده اینکه چند روز دیگر به بخش حسابداری منتقل می شوی را به من داد.

به امید اینکه بالاخره بعد از چند روز به بخش حسابداری منتقل می شوم، کارم را در بخش بایگانی شروع کردم. کار را اینقدر سریع یاد گرفتم که مسئول بخش بایگانی کل بخش بزرگ بایگانی را به من کارآموز می سپارد و خود به استراحت و گشت زدن در اداره می پرداخت!

در دمای ۴۰ درجه تابستان باید روزانه صدها پرونده سنگین و پر از خاک را از داخل قفسه های بزرگ بایگانی جا به جا می کردم. هر زمانی که اهرم دایره‌ای شکل بر روی قفسه ها را می‌چرخاندم تا بین قفسه ها بتوانم حرکت کنم به این فکر می کردم که من اینجا چکار می کنم؟ ۵ سال درس و شب زنده داری و استرس و تلاش برای این بود؟

 

گفتم امضاء کن، گفت نمی‌کنم، منم قید فارغ التحصیلی را زدم …

 

یک هفته گذشت و من تمام قفسه های بایگانی را از حفظ شده بودم. به دفتر مسئول کارآموزی رفتم و گفتم که کار در بخش بایگانی را یاد گرفته ام و بی زحمت مرا به بخش حسابداری منتقل کنید. گفت متاسفانه نمی‌شود، چرا که بخش حسابداری اطلاعات حساسی دارد و اجازه حضور کارآموز را در آنجا نداریم!

متوجه شدم از همان روز اول هم مرا سر کار گذاشته بودند. با ناراحتی به مسئول کارآموزی گفتم: “پس لطفا برگه کارآموزی منو امضاء کنید تا بروم پی زندگی خودم.” گفت: “نمیشه. امضاء نمی‌کنم باید ۷ هفته دیگر هم بیای.”

گفتم باشه و بدون خداحافظی از مسئول بایگانی و تمام کسانی که در آنجا با آنها آشنا شده بودم از سازمان آب و فاضلاب خارج شدم. استرس داشتم ولی می دانستم تصمیمم قطعی است. دیگر نمی خواستم به آنجا برگردم. این آینده ای نبود که پشت صندلی های دانشگاه با رویای آن درس می خواندم. این رویایی نبود که شب‌های امتحان به شوق رسیدن به آن تا صبح بیدار می‌ماندم و اینقدر فشار و بی خوابی تحمل می کردم که حتی رمز گوشی موبایلم را نمی توانستم به خاطر بیاورم!

اما تصمیم جدی گرفته بودم. دیگر نمی خواستم در حسابداری ادامه بدهم. ۵ سال از عمرم را تلف کردم ولی نمی خواستم ۵۰ سال آینده عمرم را هم در این رشته که حتی به آن علاقه ای هم نداشتم بمانم تا موهایم مثل دندانهایم سفید شود. اما پس مدرک تحصیلی چه می‌شود؟ نزدیک ۱۴۰ واحد پاس کرده بودم و تنها ۲ واحد مانده بود تا فارغ التحصیلی.

تصمیم سختی بود ولی من به خودم مطمئن بودم و قید مدرک و ادامه تحصیل را زدم. جرات نداشتم این تصمیم را با کسی در میان بگذارم و همین الان هم حتی پدر و مادرم از این موضوع پس از ۲ سال خبر ندارند.

 

نه مدرک، نه مهارت، نه آشنا، نه جیب پر پول! هیچی نداشتم…

 

تابستان ۹۶ تقریبا هیچ چیز نداشتم. خیر لیسانس را زده بودم و هیچ مهارت به درد بخور و پولسازی بلد نبودم. آشنایی هم نداشتم که کمکم کند و از همه مهمتر دو زار پول هم نداشتم!

تنها چیزی که داشتم رویاهای بزرگ و امید بود. با اینکه در شرایط بدی قرار داشتم ولی به آینده ایمان داشتم و می دانستم که بالاخره می توانم موفق شوم.

راستش را بخواهید به یاد نمی‌آورم که از چه زمانی متوجه شدم که کسانی هستند که با سنی کمتر از من توانسته اند از اینترنت پول در بیاورند. کم کم متوجه شدم که ای دل غافل. این اینترنت چه منبع طلایی بود و من از آن درست استفاده نمی کردم.

 

نزدیک به ۲۰ سایت شکسته خورده داشتم

 

تصمیمم قطعی بود و می خواستم از اینترنت به درآمد برسم. به قدری که آقای خودم باشم و کارمند خودم. اما چیز زیادی بلد نبودم و باید از اول همه چیز را می آموختم. نیاز به یک سایت داشتم پس مجبور بودم وردپرس را یاد بگیرم. همچنین باید راه به پول رسیدن و موفقیت را پیدا می کردم. پس شروع کردم به تهیه دوره های آموزشی این چنینی و در کنار آن به مطالعه کتاب هایی از افراد سرشناس مثل آنتونی رابینز مشغول شدم.

خیلی زود متوجه شدم بدون دانش بازاریابی مخصوصا بازاریابی اینترنتی نمی توانم پیشرفت کنم. پس شروع کردم به فراگیری سئو، ایمیل مارکتینگ و … . گهگاهی پروژه طراحی سایت و سئو قبول می کردم ولی درآمد آنچنانی نداشت.

برای رسیدن به هدف بسیار حریص بودم و حداقل روزی ۶ ساعت را در این زمینه اختصاص می دادم. خوب به یاد دارم زمانی که یکی از دکمه های وب سایتم خراب شده بود و درست کار نمی کرد و هیچ جایی هم نتوانسته بودم راه حلی برای آن پیدا کنم، از ۱۱ صبح تا ۱۱ شب یعنی ۱۲ ساعت یک ضرب پشت لپ تاپم نشستم تا بالاخره توانستم مشکل آن یک دکمه را حل کنم.

الان که فکر می کنم می بینم همین سماجت و جاه طلبی بوده که باعث پیشرفت و رشدم شده بود. در این مدت روزهای بسیار سختی را هم پشت سر گذاشتم. از یک طرف فشار خانواده که سرکوفت بیکاری را به من می زدند و از طرف دیگر فشار بی پولی که باعث شده بود تقریبا در اتاقم حبس شوم و هیچ چیز به غیر از رسیدن به هدف برایم ارزش نداشته باشد.

از تابستان ۹۶ تا بهمن ۹۷ نزدیک به ۲۰ سایت را ثبت و طراحی کردم که به غیر از یکی دو تای آنها باقی همه شکست خورده بودند.

 

نوین آموزش در یک شب سرد زمستانی متولد شد …

 

در یک شب زمستانی به همراه یکی از دوستان نزدیکم نشسته بودم و از اینکه نتوانسته بودیم در این نزدیک به ۱ سال و نیم به نتیجه دلخواه برسیم ناراحت و افسرده بودیم.

به این فکر می کردیم که واقعا چه کار دیگری باید انجام دهیم تا به موفقیت برسیم؟ در همین فکر بودیم که ناگهان ایده نوین آموزش به ذهنم رسید. یک وب سایت آموزشی که با شیوه‌ای نوین به نیازهای مخاطبین پاسخ می داد.

جالب است بدانید که اطلاعات بسیار زیادی در مورد هر موضوعی به زبان انگلیسی در وب وجود دارد ولی از این همه اطلاعات ارزشمند تنها حدود ۲ درصد آن به زبان فارسی در دسترس است. مثلا اگر کسی بخواهید مشکل تنبلی و اهمال کاری را در خود حل کند با چندین مقاله‌ی ترجمه‌ای مختلف رو به رو خواهد شد، ولی در عمل خواهد دید که این مطالب کاربردی برای او ندارد و به شرایط و فرهنگ امروز زندگی او تناسب ندارد.

برای همین نوین آموزش متولد شد تا قدم به قدم همراه مخاطبین باشد. در عصر امروز یعنی عصر ارتباطات ما با انبوهی از اطلاعات که به اصطلاح آن را بمباران اطلاعاتی می نامند رو به رو هستیم. در چنین شرایطی عملا نمی توان اطلاعات درست از غلط را تشخیص داد.

نوین آموزش دقیقا برای حل این مشکل به وجود آمده و سعی تیم تحقیقانی نوین آموزش این است که به سوال‌های مهم امروز جامعه، جواب‌هایی اصولی و کاربردی بدهد.

 

من علیرضا وحدانی هستم موسس نوین آموزش …

 

متنی که در بالا مطالعه کردید بخش کوتاهی از مسیر زندگی من در ۲ سال گذشته بود. همیشه دوست داشتم به سوالات ذهنی ام به صورت ۰ تا ۱۰۰ پاسخ بدهم. همیشه از این موضوع ناراحت بودم که چرا یک راهنمای قدم به قدم برای موضوعات و سوالات روزمره زندگی وجود ندارد. این ناراحتی منجر شد به تولد نوین آموزش. امیدوارم در این مسیر بتوانم ثابت قدم باشم و کمکی هرچند کوچک به بخشی از جامعه فارسی زبانان داشته باشم.